قیمت مس نو کیلویی ۱۴۰۵؛ چرا بین کاتد و ضایعات قیمت میخورد؟

منتظر قیمت بهتری هستید؟
قیمت هدفتان را بنویسید؛ هر وقت نرخ خرید مس به آن رسید خبرتان میکنیم. رایگان است.
وقتی نرخ خرید به قیمت هدف برسد، خبرتان میکنیم.
«مس نو» یک نرخ مستقل و واحد ندارد؛ قیمت مس نو کیلویی معمولاً بهصورت درصدی از نرخ مبنای کاتد تعیین میشود و کیفیت، شکل کالا، امکان مصرف مستقیم، فاکتور و کسورات معامله این درصد را تغییر میدهند. سیم، ورق، لوله یا بریدهٔ کارخانه اگر مصرفنشده، تمیز و قابلردیابی باشد، غالباً از ضایعات براق گرانتر و بهدلیل تفاوت شکل، استاندارد، بستهبندی و بازار فروش، از کاتد ارزانتر معامله میشود.
برای پاسخ کوتاه به پرسش «مس نو کیلویی چنده؟» باید نرخ کاتد یا مس کیلویی را ببینید، درصد توافقی مس نو را روی آن اعمال کنید و سپس کسورات واقعی را کم کنید. نرخ قابل اتکای همین لحظه در صفحهٔ قیمت مس کیلویی نمایش داده میشود؛ عدد ثابت در مقاله خیلی زود گمراهکننده خواهد شد.
در یک نگاه
- مس نو، مس مصرفنشدهای است که به شکل سیم، ورق، لوله یا بریدهٔ تمیز کارخانه وارد بازار میشود.
- قیمت مس نو معمولاً درصدی از نرخ کاتد است، اما یک درصد ثابت برای تمام شکلها و فروشندگان وجود ندارد.
- مس نو بهعلت آلودگی کمتر و امکان مصرف مستقیم، غالباً بالاتر از ضایعات براق قیمت میخورد.
- کاتد بهدلیل استاندارد و بازار مرجع روشنتر، معمولاً مبنای ارزشگذاری مس نو قرار میگیرد.
- روکش، اتصالات، اکسیدشدگی، رطوبت، ناخالصی و هزینهٔ جداسازی میتوانند مبلغ تسویه را کاهش دهند.
مس نو چیست و چه چیزی مس نو محسوب نمیشود؟
در زبان بازار، مس نو معمولاً به کالایی گفته میشود که هنوز در محصول نهایی مصرف نشده یا از چرخهٔ مصرف بازنگشته است. رول یا تکهٔ ورق سالم، لولهٔ استفادهنشده، سیم بدون سابقهٔ نصب و بریدههای تمیز خط تولید نمونههای رایجاند. این عنوان بیش از آنکه یک گرید رسمی باشد، توصیفی تجاری از سابقه و وضعیت کالاست.
همین نکته منشأ بسیاری از اختلافهاست. ممکن است فروشنده یک کابل باقیمانده از پروژه را «نو» بداند، اما خریدار بهدلیل روکش، نامشخص بودن آلیاژ یا دشواری جداسازی، آن را ضایعات سیم حساب کند. نو بودن ظاهری نیز برای اثبات خلوص کافی نیست؛ ورق یا لوله میتواند آلیاژی، آبکاریشده یا دارای اتصالات غیرمسی باشد. برای شناخت دقیقتر معیارهای خلوص، مدخل عیار مس مرز میان ظاهر قرمز و ارزش فلزی واقعی را توضیح میدهد.
مس دستدوم از یک تجهیز، ساختمان یا شبکه باز شده است، حتی اگر سطح تمیزی داشته باشد. مس آرمیچری نیز معمولاً سیم لاکی استخراجشده از موتور و ترانس است و پوشش لاک، روغن، سوختگی و اختلاط احتمالی روی قیمتش اثر میگذارد. بنابراین آرمیچری تمیز را نباید صرفاً بهخاطر رنگ روشن، همردهٔ سیم نو دانست.
چرا قیمت مس نو کیلویی میان کاتد و ضایعات براق میایستد؟
مس کاتد محصولی استاندارد و شناختهشده برای تولید صنعتی است. وزن، شکل عرضه و مشخصات آن روشنتر است و به همین دلیل بازار میتواند نرخ مبنا را با ابهام کمتری تعیین کند. مس نوِ ساختهشده از کاتد، یک مرحله تبدیل را پشت سر گذاشته، اما هنگام فروش مجدد لزوماً همان بازار، بستهبندی یا قابلیت تحویل کاتد را ندارد.
ضایعات براق در سوی دیگر قرار میگیرد. این گروه عموماً مس تمیز و پرعیاری است، ولی همچنان در طبقهٔ ضایعات معامله میشود و خریدار احتمال اختلاط، افت ذوب، هزینهٔ دستهبندی و ریسک تشخیص را در پیشنهاد خود لحاظ میکند. برای مقایسهٔ نرخهای این گروه باید به قیمت ضایعات مس مراجعه کرد، نه اینکه نرخ یک محموله را به همهٔ بارها تعمیم داد.
| نوع مس | وضعیت متداول | مبنای ارزشگذاری | عامل اصلی کسر قیمت |
|---|---|---|---|
| کاتد | استاندارد و تولیدنشده به شکل نهایی | نرخ مرجع کاتد | شرایط تحویل، مالیات و هزینهٔ معامله |
| مس نو | مصرفنشده؛ سیم، ورق، لوله یا برش کارخانه | درصدی از نرخ کاتد | شکل کالا، فاکتور، بازار مصرف و آزمون عیار |
| ضایعات براق | بازگشتی اما تمیز و بدون روکش | نرخ ضایعات پرعیار | ریسک اختلاط، افت و هزینهٔ فرآوری |
| مس دستدوم یا آرمیچری | بازشده از تجهیزات یا موتور | عیار قابل بازیابی | لاک، روغن، اتصالات، سوختگی و ناخالصی |
واقعیت این است که عنوان «نو» بهتنهایی پولساز نیست. اگر بریدهٔ کارخانه ابعاد کاربردی، آلیاژ مشخص و خریدار صنعتی داشته باشد، ارزش مصرف مستقیم آن میتواند فاصلهاش با کاتد را کم کند. اما تکههای نامنظم، بدون فاکتور یا مخلوط با آلیاژهای دیگر ممکن است عملاً با منطق ضایعات قیمت بخورند.
درصد کاتد را چگونه به قیمت مس نو تبدیل کنیم؟
روش حرفهای این است که طرفین ابتدا مرجع را مشخص کنند: نرخ کدام نوع کاتد، در چه تاریخ یا لحظهای، با چه واحدی و با احتساب یا بدون احتساب هزینههای جانبی. سپس درصد پذیرش مس نو روی همان مبنا توافق میشود. فرمول ساده است: قیمت ناخالص هر کیلو مس نو برابر است با نرخ هر کیلو کاتد ضربدر درصد توافقی؛ مبلغ خالص نیز پس از کسر وزن مواد غیرمسی، هزینهٔ آزمون، جداسازی، حمل یا سایر کسورات قراردادی به دست میآید.
این درصد را نمیتوان بدون دیدن کالا نسخه کرد. سیم مفتولی بدون روکش، ورق دارای فیلم محافظ، لوله با اتصالات برنجی و برش کارخانهای روغنی هر چهار مورد ممکن است «نو» نامیده شوند، اما درصد یکسانی از کاتد نمیگیرند. فروشنده باید بهجای پرسیدن یک عدد کلی، از خریدار بخواهد درصد مبنا و همهٔ کسورات را جداگانه روی برگهٔ معامله بنویسد.
یک نمونهٔ ملموس: در بازهٔ ۱ شهریور ۱۴۰۵ تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ قیمت هر گرم مس در دادههای مسبازار از ۲٬۶۴۱ تومان به ۲٬۹۸۹ تومان رسید؛ یعنی ۱۳٫۲ درصد افزایش. بر مبنای نرخ پایانی همین بازهٔ تاریخی، ارزش مبنای ده کیلوگرم مس برابر با ۲۹٬۸۹۰٬۰۰۰ تومان بود. اگر کسی ده کیلو بریدهٔ کارخانه داشت، نباید این مبلغ را طلب قطعی خود میدانست؛ ابتدا باید درصد مورد توافق نسبت به مبنا و سپس وزن خالص و کسورات محموله اعمال میشد.

نمودار بالا مسیر نرخ را در افق یکماهه نشان میدهد؛ برای مشاهدهٔ دادههای تاریخدار قدیمیتر نیز میتوان از آرشیو قیمت مس استفاده کرد.
سیم، ورق، لوله و بریدهٔ کارخانه یک قیمت ندارند
سیم مسی نو اگر بدون روکش، بدون لاک و دارای قطر و مشخصات روشن باشد، تشخیص و مصرف آسانتری دارد. سیم روکشدار داستان دیگری است: وزن عایق باید جدا شود و قیمتگذاری بر پایهٔ وزن کل، بدون تعیین درصد مس، میتواند زیان بزرگی برای یکی از طرفین بسازد.
ورق و تسمهٔ نو ممکن است هنوز برای تولیدکننده یا کارگاه قابل مصرف مستقیم باشند. در این حالت شکل و ابعاد کالا ارزش دارد. اگر ورق اکسید شده، سوراخکاریشده یا به قطعات نامنظم تبدیل شده باشد، بازار مصرف محدودتر میشود و خریدار بیشتر با منطق ذوب جلو میرود. لوله نیز باید از نظر اتصالات برنجی، لحیم، رسوب داخلی، عایق و ضخامت بررسی شود؛ استفادهنشده بودن لوله، وجود این مواد را منتفی نمیکند.
بریدههای کارخانه بهترین مثال برای خاکستری بودن مرز مس نو و ضایعاتاند. برش تمیز و تفکیکشده از یک آلیاژ مشخص، با فاکتور و منشأ روشن، برای خریدار کمریسکتر است. ولی مخلوط شدن برشهای مس خالص با برنج، مس قلعاندود یا قطعات روغنی باعث میشود نام «بریدهٔ نو» دیگر تضمینکنندهٔ قیمت نباشد.
کسورات؛ جایی که قیمت پیشنهادی عوض میشود
اختلاف قیمت خرید و فروش فقط سود واسطه نیست. وزن ناخالص ممکن است شامل روکش، قرقره، بست، پلاستیک، لحیم یا رطوبت باشد. خریدار همچنین هزینهٔ حمل، تفکیک، خواب سرمایه و ریسک افت عیار را میسنجد. این فاصله در بازار با مفهوم اسپرد خرید و فروش بهتر فهمیده میشود.
پیش از تحویل، باسکول و امکان مشاهدهٔ وزنکشی را مشخص کنید. نمونهگیری باید نمایندهٔ کل بار باشد، نه فقط تمیزترین قطعهٔ روی محموله. اگر آزمون عیار لازم است، روش آزمون و مسئول پرداخت هزینه از قبل نوشته شود. فاکتور نیز باید نوع کالا، وزن ناخالص، وزن قابلپرداخت، درصد مبنا و تکتک کسورات را نشان دهد.
تجربهٔ بازار میگوید پیشنهاد اسمی بالاتر همیشه معاملهٔ بهتر نیست. خریداری که درصد جذابی اعلام میکند اما بعداً افتهای مبهم و چندمرحلهای میگیرد، ممکن است مبلغ خالص کمتری بپردازد. معیار درست، پول نهایی قابل تسویه در برابر وزن خالص مس است.
تصمیم درست از شناسایی کالا شروع میشود
قیمت مس نو کیلویی را نه با یک برچسب، بلکه با زنجیرهای از شواهد تعیین کنید: مصرفنشده بودن، شکل کالا، خلوص، منشأ، فاکتور، قابلیت مصرف مستقیم و شرایط تسویه. موضع روشن من این است: تا وقتی درصد نسبت به کاتد و کسورات مکتوب نشده، هیچ نرخ شفاهی را قیمت واقعی مس نو ندانید.
قدم بعدی عملی ساده است. کالا را وزن و تفکیک کنید، عکس سطح و مقطع آن را بگیرید، وجود روکش یا اتصالات را اعلام کنید و نرخ مرجع را از قیمت لحظهای مس بردارید. سپس از خریدار مبلغ خالص پس از همهٔ کسورات را بخواهید. نوسان بازار، خطای عیارسنجی و محدود بودن خریدار بعضی شکلها ریسک واقعیاند؛ مقایسهٔ چند پیشنهاد میتواند این ریسک را کم کند، نه حذف.
این مقاله چقدر مفید بود؟
پرسشهای پرتکرار
دنبال نرخ امروز هستید؟
این مقاله توضیح میدهد قیمت چطور شکل میگیرد؛ برای عددِ زندهٔ همین لحظه، صفحهٔ قیمت را ببینید.
مفاهیم مرتبط در واژهنامه
پسانداز با مس را همین امروز شروع کنید
خرید از کسری گرم، با قیمت لحظهای و پشتوانهٔ فیزیکی.